![]() |
![]() |
|
| پروانگی ام سوخته است/دیگر شعله نخواهم کشید |
|
مدت هاست دست به قلم نبرده ام یا به بیانی دیگر جمله ای از درون برآمده را ننوشته ام. مدت هاست به گونه ای دیگر زندگی می کنم و گاه به گاه دلم برای خود قدیمی ام تنگ می شود. خود قدیمی ام که ساده بود و پر سر و صدا. حالا دوباره بی حوصله گی ام را با خودم به پشت میز می برم و غصه می خورم چرا همیشه شاد نیستم و بی خیال مثل های و هوی باد نیستم. دلم گرفته از خودم و اینکه هیچ وقت خسته نیستم و اینکه هیچ وقت رو به قبله ی دلم نشسته نیستم. هنر مرا جدا نکرده از خودش ولی من از هنر رها شدم و این کنار مانده شعر تازه هم نگفته ام. من این وسط دلم برای یک نفر مدام تنگ می شود. بیا دوباره خنده ی مرا بیاور از کنار صندلی. تو مثل یک فرشته ای.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 13:15 توسط پروانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال.... |
|
RSS
|