تبليغاتX
پروانگی
پروانگی ام سوخته است/دیگر شعله نخواهم کشید
 

۱-من عاشق آموختنم. چه آموختن از .... چه آموختن به....

۲- یک عمر  من با شعر هایت زندگی کردم.

 حالا .... باید برای رفتنت شعری بگویم؟!!!

    رسم غریبی ست.

                               اما چه می شد کرد؟!!

عمر تمام شاعران در " قطع جیبی" ست....

( دلم گرفت. احساس می کنم "آب و خرد و روشنی" را به دست که باید سپرد؟)

 

۳- " میوه ی ممنوعه" را دیدیم. و به فکر فرو رفتیم. شاید تنها سریالی که پایانش حدس زدنی نبود.

بازی بی نظیر علی نصیریان و "جلال" (امیر جعفری).

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 10:25  توسط پروانه |