![]() |
![]() |
|
| پروانگی ام سوخته است/دیگر شعله نخواهم کشید |
|
قال اميرالمومنين عليه السلام كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء. امام على عليه السلام فرمود: چه بسا روزهدارى كه از روزهاش جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى ندارد و چه بسا شب زندهدارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمىبرد. نهج البلاغه، حكمت 145 افطار که می کنم گریه ام می گیرد. نه اینکه به شکرانه ی یک روز روزه داری ٬ که از ترس افطار ناخواسته و ندانسته ی پیش از مغرب. دیروز دم اذان بی حال شده بودم. مدام با خودم این حدیث را تکرار می کردم. احساس می کنم کلافی از ریسمان های شیطان به دورم تنیده ام . مغزم خالی می شود. بعد می نشینم snake بازی می کنم پ.ن:
نویسنده: Saleh
جمعه 23 شهريور1386 ساعت: 9:12
شاعرانگی اینجا خشکیده است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 5:58 توسط پروانه |
|
|
در حديثی از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: «ان الله عزوجل جعل للشر اقفالا وجعل مفاتيح تلك الاقفالالشراب، والكذب شر من الشراب; خداوند براى بديها قفلهايى قرار داده و كليد آن قفلها را شراب قرار داده است و دروغ از شراب بدتر است.» بحارالانوار، جلد69، صفحه236، حديث3 ........................................................................... در روايتى آمده است، مردى خدمت رسولخدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يارسولالله! من در پنهانى مرتكب چهار گناه مىشوم، زنا و شرب خمر و سرقت و دروغ، فايتهن شئت تركتها لك; هر يك از آنها را كه بفرمايى به خاطر تو آن را ترك مىكنم! (گويا آماده ترك همه آنها نبود، مىخواستيكى را به خاطر رسولخدا صلى الله عليه و آله ترك كند. ) پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «دع الكذب; دروغ را رها كن!» آن مرد از خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت; هنگامى كه تصميم گرفتبه سراغ عمل منافى عفتبرود، به خودش گفت اگر اين كار را انجام دهم ممكن است پيامبر صلى الله عليه و آله از من سؤال كند، اگر راست گويم حد بر من جارى مىكند، و اگر دروغ بگويم پيمان خود را با او شكستهام (ناچار اين عمل را ترك كرد). سپس تصميم به سرقت و شرب خمر گرفت، باز همين فكر براى او پيش آمد، به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت و گفت: «قد اخذت على السبيل كله فقد تركتهن اجمع; شما تمام راهها را بر من بستى، به همين جهت من تمام اين گناهان را ترك خواهم نمود!» (5) 5- شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، جلد6، ص357
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 12:31 توسط پروانه |
|
|
و الذين جائوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لاتجعل فى قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا انك رؤوف رحيم (حشر، 10)
و اتل عليهم نبا ابنى آدم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما و لميتقبل من الآخر قال لاقتلنك قال انما يتقبل الله من المتقين × لئن بسطت الى يدك لتقتلنى ما انا بباسط يدى اليك لاقتلك انى اخاف الله رب العالمين × فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله فاصبح من الخاسرين (مائده،27 و 28 و 30) و داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان: هنگامى كه هر كدام، كارى براى تقرب(به پروردگار) انجام دادند، اما از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد(برادرى كه عملش مردود شده بود، به برادر ديگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم كشت» (برادر ديگر) گفت: «من چه گناهى دارم(زيرا) خدا تنها از پرهيزگاران مىپذيرد». به همین دلیل در حدیثى از زکریا(پیامبر بزرگ الهى) آمده است که خداوند مىفرماید:
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 3:20 توسط پروانه |
|
|
راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده است. در پیله ی ابریشمش پروانه مرده است. در تنگ دیگر شور دریا غوطه ور نیست آن ماهی دلتنگ خوشبختانه مرده است یک عمر زیر پا لگد کردند او را اکنون که می گیرند روی شانه مرده است گنجشک ها ! از شانه هایم بر نخیزید روزی درختی زیر این ویرانه مرده است. دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده است. "فاضل نظری"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 2:18 توسط پروانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال.... |
|
RSS
|