تبليغاتX
پروانگی
پروانگی ام سوخته است/دیگر شعله نخواهم کشید
 

مثل شکوفه روی درختت جوانه زد، لبخند های صورتی ِ مغز پسته ای

باور نمی کنی که بهاری رسیده است، باور نمی کنی و کناری نشسته ای

 

این روز ها که گرده بر افشانی ِ من است، با هر نسیم خستگی ام را تکانده ام

اما تو روی خاطره ها خواب رفته ای، با این که باز پنجره ها را نبسته ای

.

.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 1:13  توسط پروانه |